سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
70
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
متن : و على البطلان ينزل عقد الأمة منزلة المعدوم . و على إيقافه قيل : للحرة فسخ عقدها أيضا كالعمة و الخالة و هو ضعف في ضعف و جواز تزويج الأمة بإذن الحرة المستفاد من الاستثناء مختص بالعبد ، أو به من يعجز عن وطء الحرة دون الأمة و يخشى العنت ، أو مبني على القول بجواز تزويج الأمة بدون الشرطين و إن كان الأقوى خلافه كما نبه عليه بقوله . شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : بنابر اينكه عقد كنيز باطل باشد و قول دوم را اختيار كنيم بايد گفت : وقوع اين عقد بمنزله عدم وقوع مىباشد به اين معنا كه بر حدوث و وقوعش اثرى مترتب نيست . و اما اگر طبق قول اول كه صحت آن متوقف بر اجازه است برخى از فقهاء فرمودهاند : زن حرّه علاوه بر اينكه نسبت به عقد كنيز حق اجازه و ردّ دارد عقد خود را نيز مىتواند فسخ كند به اين معنا كه در ابقاء عقد خويش يا فسخ آن مخيّر است همانطوريكه براى عمه نسبت به عقد بر برادرزادهاش يا براى خاله درباره خواهرزادهاش چنين حقى مىباشد كه ايندو نيز علاوه بر اختيار در فسخ و اجازه عقد برادرزاده و خواهرزاده عقد خويش را نيز مىتوانند فسخ نموده و حق دارند كه آن را نيز باقى بدارند سپس شارح ( ره ) مىفرماين : در اين رأى از برخى فقهاء ضعفى است پس از ضعف ديگر به اين معنا اصل مبنى كه عبارتست از توقف داشتن عقد بر اجازه